حسن پيرنيا ( مشير الدوله )
2117
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )
مينمايد ، كه در زمان پارتىها هم بقوانين و عادات يونانى دست نخورده بود . حق مالكيّت و تصرّف هم موافق قوانين يونانى مجرى ميگشت . شهرهاى يونانى ، چنان كه بالاتر گفتيم ، حقوق سياسى و خودمختارى داشتند و بمرور بوميها هم با يونانيها داراى حقوقى ميشدند و بدين ترتيب سكنه مخلوطى از يونانى و بومى تشكيل ميشد . بواسطه فقدان مدارك نميتوان گفت روابط اين جماعتهاى مخلوط با يكديگر چه بود ، ولى از تاريخ بطالسه در مصر و اوضاع آن زمان روشن ديده مىشود ، كه اين اختلاط باعث نفوذ مشرق بر يونانيان گرديد . مثلا كومون « 1 » ، كه تحقيقاتى در كتيبههاى دورا ( صالحيّه ) كرده عقيده دارد ، كه زواج يونانيها با اقرباى نزديك خودشان و بخصوص زواج بين دو نفرى ، كه از طرف پدر برادر و خواهر بودند ، از نفوذ مشرق بوده و چنين است نيز عقايد مذهبى مشرق ، كه در شهرهاى يونانى آسياى صغير مؤثر بود . در باب زواج يونانيها با اقرباى نزديك بايد گفت ، مشكل است داراى اين عقيده باشيم ، كه منحصرا از نفوذ مشرق بوده ، زيرا در مقدونيّه نيز چه در زمان اسكندر و چه بعد از او ميبينيم ، كه اين نوع زواجها به عمل ميآيد و موارد زواج برادر با خواهرزاده و حتّى با خواهر در خانوادهء سلطنتى مقدونى و سلوكى و بطالسه كم نيست . عنوان فيلادلف مؤيّد همين نظر است ، زيرا اين لفظ در يونانى بمعنى محبّ خواهر است و پادشاهانى ، كه خواهرشان را ازدواج ميكردند ، اين لقب داشتند ( بفهرست پادشاهان مقدونى و سلوكى و بطالسه پائينتر رجوع شود ) . از آنچه بالاتر گفته شد ، معلوم است ، كه حامى يونانيّت در مشرق سلوكىها بودند و در تحت لواى سلوكى عنصر يونانى در مشرق انتشار مييافت ، ولى از وقتى كه دولت سلوكى بجهاتى ، كه بالاتر ذكر شد ، در انحطاط افتاد ، كار يونانى شدن مشرق هم سست گرديد . باوجود اين باز مىبينيم ، كه تقريبا در مدّت نيم قرن يونانيهاى باختر پيشرفتهاى زياد دارند . جهت اين است ، كه پادشاهان دولت
--> ( 1 ) - T . Cumont .